عاشقانه ای برای مهگلم
سلام عشششششققققققققق عمهههههههه
مهگل نازم خوش اومدی به قلب عمه
دختر نازنینم نمی دونم در نهایت همین اسم رو روت می ذارن یا نه اما بدون برای عمه همیشه مثل ماه می درخشی و مثل گل زیبا و خواستنی هستی
مهگلم روزی که به دنیا بیای مطمئنم یکی از قشنگترین روزاست حتما همه چیز خوب و عالیه همه خوشحالن حتما تو اغوش مادر مهربونت می درخشی و پدرت از فرط خوشحالی چشماش برق می زنه می بینم که تو اون روز همه با خوشحالی به تو خیره شدیم و منتظریم تا چشمات و برامون باز کنی و هدیه هم همش ذوق می کنه و برای بغل کردنت بهانه می گیره
عشق عمه شاید یه روزی با هدیه بشینین کنار هم و این وبلاگ و بخونین اون روز می خوام بدونی که اسمت رو درست کنار اسم هدیه تو قلبم گذاشتم مهم نیست اگه هر چیزی پیش بیاد هر اتفاقی که بیوفته حتی اگر همه دنیا زیر و رو بشه اما بازم تو همون جا نشستی درست کنار هدیه
مهگلم می دونم شاید این فاصله باعث بشه که تا مدتها عمه رو خوب نشناسی شاید تا چند سالی مثل دیگران با دیدنم اغوشت رو برام باز نکنی شاید تا چند سالی اول عمر نازنینت عمه برات یه غریبه باشه که هر از گاهی به خونتون سر می زنه اما نفسم بدون از همین حالا که هنوز روی ماهت رو ندیدم عاشقم
مهم نیست اگر جاده ها طولانی هستن اگر مشکلات زیاد هستن اگه کم کم ادما هم دیگرو فراموش می کنن اما تو همیشه بدون یه عمه داری که کافیه لب تر کنی تا برات هر کاری انجام بده
عشقم دلم برات دیدنت از امروز تا همیشه پر می کشه
همیشه عاشقتم


عاشقانه ای برای مهگلم 



